تبليغاتX
ققنوس از خاکستر خویش برمی خیزد

قالب وبلاگ


ققنوس از خاکستر خویش برمی خیزد
 
الو....
منزل خداست؟

این منم مزاحمی که آشناست
هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است

ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست
شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است
به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟


الو ....
دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟

چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر
صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟

اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم
شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست

دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم
پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست

الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم
دوباره زنگ می زنم ، دوباره ، تا خدا خداست

نمیدانستم شاعرش کیه ؛ به همین دلیل اسمش را ننوشتم.
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 13:59 ] [ کیمیا ]
سلام. دیروز خانه سالمندان رفتم تا روز مادر را به مادران سالمند تبریک بگویم. عده ی خیلی کمی آنجا آمده بودند ولی هرکسی هم که آمده بود با خودش یکسری خوراکی آورده بود و بین مادران تقسیم می کرد.دلم سوخت وقتی که پای درد دل آنها می نشستم. اکثرشان می گفتند که عروسشان از خانه بیرونشان کرده است. به نظر من همچنین عروس هایی باید بمیرند. مگر نه اینکه خودشان حاضر نیستند که حتی مشکل کوچکی برای مادرشان به وجود بیاید پس چرا اینگونه رفتار می کنند. تعدادی از این مادران از نظر جسمانی و روحی سالم بودن و حتی کوچکترین مشکلی نداشتند ولی نمی دانم چگونه دل فرزندانشان به این کار راضی شده بود. وقتی به مادران خوراکی می دادند میگفتند که باید همین الان بخوریم وگرنه بعد از رفتن شما ، مسوولین خوراکی ها را از ما میگیرند. از نظر بهداشت که واقعا در حد قابل قبولی نبود. سیستم تهویه ای وجود نداشت که آب و هوای آنجا را عوض کند . عده ای از کسانی که آنجا آمده بودند از هوای آن جا، حالشان به هم می خورد. دیروز به مناسبت روز مادر ، جشنی ترتیب داده بودند و خواننده و موسیقی دان اصفهانی shahin s2 هم برای اجرای برنامه دعوت شده بود. واقعا خوشحال شدم وقتی دیدم این چنین افرادی هم هستند که به خاطر شادی سالمندان به آنجا بیایند. دیروز از خدا یک چیز خواستم آن هم اینکه اگر قرار است عاقبتم اینگونه شود بهتر است که زودتر بمیرم.خدا آخر عاقبت همه را به خیر بگذراند.
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 9:22 ] [ کیمیا ]
مادر اي مهر بلند بي کران .... اي فراتر از دل و بهتر ز جان
اي بهار آرزو ها با تو سبز ... در خزان دوستي تنها تو سبز
دامنت مهد بزرگي هاي من ... هستي من عشق من دنياي من
رحمت بي انتهاي داوري ... خاستگاه عشق پاکي مادري
سايه ي لطف خدايي برسرم ... جاودان باش اي گرامي مادرم
ياد باد آن روزهاي کودکي ... با تو اي مشگل گشاي کودکي
زنده بودن را به من آموختي ... تا مرا روشن کني خود سوختي
دست تو دست نوازش بود و ناز ... ناتواني هاي جان را چاره ساز
بر سر بالين من شب تا سحر ... مي نشستي ديدگان از عشق تر
تا به چشم من نشاني خواب را ... رام سازي کودک بي تاب را
از دل من تيرگي بر داشتي ... نور را در جان من انباشتي
بر زبانم هر کلامي مي نشست ... داشت در آن سايه ي لطف تو دست
اينک اي والا ترين راز حيات ... اي نشان احترام کاينات
اي گل دلبستگي هاي وجود ... يادگار ار خستگي ها ي وجود
مهرباني جلوه ي دامان توست ... زندگي گوي دم چوگان توست
آفرينش با تو آرامش گرفت ... عشق با عشق تو پردازش گرفت
با صفايت رمز پاکي شد درست ... هر چه خوبي هست اينک مال توست
با رضاي تو بهشت آمد به دست ... رشته ي مهر تو را نتوان گسست

محمد روحاني ( نجوا کاشاني )


میلادحضرت فاطمه زهرا (س) مبارک
[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 13:45 ] [ کیمیا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

در آنجای که آن ققنوس آتش می‌زند خود را
پس از آنجا کجا ققنوس بال افشان کند در آتشی دیگر
خوشا مرگی دگر
با آرزوی زایشی دیگر
YOUR IP

آی پی رایانه شما :

فروش بک لینک طراحی سایت